جنگ نرم‌؛ میدان اصلی تقابل 

بیانات اخیر رهبرمعظم‌انقلاب درباره «جنگ نرم» و همچنین تفکیک دقیق میان اعتراضات به‌حق مردمی با اغتشاشات سازمان‌یافته، بار دیگر اهمیت این میدان پنهان اما تعیین‌کننده را در معادلات امروز کشور برجسته کرد. برای درک ابعاد این موضوع، باید نگاهی تاریخی و تحلیلی به رفتار دشمنان جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز داشت. 
کد خبر: ۱۵۳۷۳۹۵
نویسنده مسعود رضایی - تحلیلگر مسائل سیاسی

از همان آغاز شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی، هنگامی که منافع نامشروع آمریکا در ایران قطع شد و ملت ایران تصمیم گرفتند براساس اراده ملی خود، کشور را در همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، بین‌المللی و نظامی اداره کنند، ایالات متحده تلاش‌های گسترده و متنوعی را برای سرنگونی این نظام آغاز کرد. این تلاش‌ها در ابتدا ماهیتی کاملا سخت‌افزاری داشت‌؛ از فشارهای نظامی و تهدیدهای مستقیم گرفته تا تهاجم نظامی ناکام در صحرای طبس که با شکستی سنگین برای آمریکا همراه شد. 

در مراحل بعد، این فشارها به شکل‌های دیگری ادامه یافت‌؛ از‌جمله تحمیل جنگ هشت‌ساله با حمایت مستقیم و غیرمستقیم از رژیم صدام حسین. حتی در مقاطع بعدی نیز این روند متوقف نشد و تا جایی پیش رفت که در خرداد سال‌جاری، آمریکا به‌همراه رژیم‌صهیونیستی مستقیما دست به حمله نظامی علیه ایران زد. با این حال، در تمام این مراحل، دشمنان نتوانستند به اهداف خود دست پیدا کنند. 

در کنار فشارهای نظامی، محدودیت‌ها و اقدامات تنبیهی بی‌سابقه اقتصادی نیز به‌عنوان یکی دیگر از ابزارهای اصلی دشمن به‌کار گرفته شد. مقامات آمریکایی بارها به‌صراحت اذعان کرده‌اند که این تهدیدات اقتصادی اعمال‌شده علیه ایران، شدیدترین و بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها در تاریخ بوده است. هدف آنها از این فشارها، به زانو درآوردن مردم و نظام و وادار کردن ایران به تسلیم بود؛ هدفی که نه‌تنها محقق نشد، بلکه اساسا تحقق‌پذیر نیست.

اما دشمنان در کنار این روش‌ها، راهبرد دیگری را نیز به‌صورت مستمر دنبال کردند و آن، تهاجم فکری، فرهنگی و روانی علیه ملت ایران است‌؛ همان چیزی که امروز از آن با عنوان جنگ نرم یاد می‌شود. این عملیات، عملیاتی پیچیده، گسترده و پرهزینه بوده که از ابتدای انقلاب تاکنون، سرمایه‌گذاری کلانی برای آن صورت گرفته است. رسانه‌های معاند و افراد و جریان‌های وابسته به آنها، تلاش کرده‌اند چند محور اساسی را در ذهن و افکار عمومی جامعه ایران نهادینه کنند. 

نخستین محور، القای ناامیدی و یأس است‌؛ این‌که مردم ایران قادر به مقاومت در برابر آمریکا نیستند و چاره‌ای جز تسلیم ندارند و در غیر این صورت، آینده‌ای روشن در انتظارشان نخواهد بود. محور دوم، تغییر جای دوست و دشمن در افکار عمومی است‌؛ به‌گونه‌ای که دشمن به‌عنوان دوست معرفی شود و دوست واقعی، در جایگاه دشمن قرار گیرد. این روند، با سفیدشویی دشمنان، خائنان، وابستگان و فراریان از کشور و در مقابل، تخریب چهره دلسوزان، حامیان استقلال و عزت ملی دنبال می‌شود‌؛ اقدامی که از خطرناک‌ترین ابعاد جنگ نرم به‌شمار می‌آید. 

محور دیگر این تهاجم نرم، جایگزین کردن اندیشه‌های الحادی، غیردینی و ضددینی به‌جای تفکرات توحیدی، اسلامی و انقلابی است. آمریکا و متحدانش به‌خوبی می‌دانند آنچه در بیش از چهار دهه گذشته، مردم ایران را در برابر زورگویی‌ها مقاوم و نسبت به آینده امیدوار نگه داشته، همین باورهای اسلامی، انقلابی و فرهنگ ایثار و شهادت بوده است. هدف دشمن، جایگزین کردن این منظومه فکری با تفکری دنیاطلبانه، فردگرایانه و غیردینی است تا نیروی مقاومت و قدرت تشخیص را از جامعه ایران سلب کند. 

در مجموع، هدف اصلی جنگ نرم دشمنان آن است که آنچه را با جنگ نظامی و فشار اقتصادی نتوانسته‌اند به دست‌آورند، از این مسیر محقق کنند. در برابر چنین راهبردی، دفاعی جدی، هوشمندانه و مستمر ضروری است. همان‌گونه که در صورت تجاوز نظامی، نیروهای مسلح و مردم با حساسیت و ایثار وارد میدان می‌شوند، در برابر جنگ نرم نیز باید با همان غیرت، شجاعت و خستگی‌ناپذیری ایستاد. 

این دفاع، پیش از هر چیز، نیازمند روشنگری مستمر افکار عمومی است‌؛ گفتن حقایق با زبان منطقی، مستدل و روشن و جلوگیری از فریب‌خوردگی جامعه در برابر عملیات روانی دشمن. البته این روشنگری ناظر به گفت‌وگو با کسانی است که عامل دشمن نیستند و احتمال دارد نسبت به برخی مسائل، انتقاد یا اعتراض داشته باشند. 

در همین چارچوب، اعتراض برخی کسبه، بازاریان و اصناف نسبت به نوسانات شدید ارزی، اعتراضی به‌حق و قابل درک است. این قشر خواهان اصلاح وضعیت اقتصادی، ثبات بازار و پیشرفت کشور هستند و نه تضعیف ایران یا فراهم کردن زمینه برای تهاجم دشمن. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب تأکید کردند، دولت باید به این مطالبات گوش دهد. دولت و شخص رئیس‌جمهور به‌همراه هیأت دولت نیز در تلاشند تا با اصلاح سیاست‌ها، ثبات اقتصادی را به کشور بازگردانند. 

در مقابل، جریانی وجود دارد که اساسا دغدغه اصلاح ندارد و هدفش ایجاد اغتشاش، آشوب و ناامنی است‌؛ جریان‌هایی که به‌عنوان سرپل بیگانگان، با سوءاستفاده از احساسات مردم، به‌دنبال تضعیف کشور هستند. این افراد، آگاهانه در مسیر اهداف دشمن حرکت می‌کنند و بدیهی است که همان‌گونه که رهبر انقلاب تصریح کردند، قابل گفت‌وگو نیستند و باید با آنها قاطعانه برخورد شود‌؛ رفتاری که در همه کشورهای جهان نیز در برابر عناصر آشوب‌طلب اعمال می‌شود. 

نکته قابل تأمل آن است که در خود آمریکا، براساس آمار رسمی، سالانه شمار زیادی از شهروندان عادی به دست پلیس کشته می‌شوند‌؛ در حالی که این افراد هیچ‌گونه اغتشاش یا آشوبی مرتکب نشده‌اند. قتل فجیع جورج فلوید تنها یک نمونه از این واقعیت تلخ است. با این حال، مقامات آمریکایی به‌جای پاسخگویی درباره این جنایات، دیگر کشورها را به بهانه‌های واهی مورد اتهام قرار می‌دهند. 

در نهایت، مردم ایران به‌خوبی آگاهند که چهره‌هایی مانند دونالد ترامپ، که حامی تمام‌قد جنایتکاری چون بنیامین نتانیاهو هستند، هرگز دلسوز ملت ایران نبوده و نخواهند بود و تنها منافع نامشروع خود را دنبال می‌کنند. نظام جمهوری اسلامی نیز با اتکا به همین آگاهی و هوشیاری مردمی، همه توان خود را برای عبور از مشکلات و حفظ عزت و استقلال کشور به‌کار خواهد گرفت. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها